تربیت فرزند و …
مشکل، گناه و دردسر، همه یک مفهوم اند.حداقل در نوشته ی من.
نه خود ما و نه فرزندان ما معصوم نیستیم.اشتباه کاریم، خطا داریم و در ورطه ی گناه هستیم.
حال بیایید با این دید به تربیت بچه نگاه کنیم. اولین هدف این است که بچه کمتر گناه و اشتباه کند.
دومین هدف این است که یاد بگیرد چگونه از ورطه های هلاکت و گناه که در آن افتاده و بدون شک خواهد افتاد بیرون بیاید، آن هم با کمترین جراحت، با کمترین تلفات، با کمترین اثرات بلند مدت و باقی.
و سومین هدف این است که در ورطه ها و چاله ها و مهلکه هایی بیفتد که برای ما و جامعه اش آشناست تا هم درمانش معلوم تر و شناخته شده تر باشد و هم اثراتش؛ و هم اینکه اگر درمان نشد و در آن گناه و طغیان و اشتباه و خرابه ماند، تنها نباشد، گروهی از جامعه هم، همدرد او باشند؛ تا تنها و منزوی نباشد، تا در جمع باشد، که باز خطرات در جمع کمتر است که "ید الله مع الجماعـه".
شما ، شاید از روی بی تجربگی بگویید چنین چیزهایی نداریم. فکر کنید نمی شود گناه کاری فرزند را هدایت کرد. یا اصلا نباید چنین کرد. باید اصلا ندید گرفت و … .
اما چنین نیست.شما نه تنها برای فرزندتان بلکه برای خود همسر و اطرافیانتان هم هادی هستید. این ما ییم که ...
اگر نمی توانیم خودمان و فرزندان و اطرافیانمان را درست و دقیق بزرگ کنیم و تمام راه و چاه ها را نمی شناسیم بگذاریم با جامعه رشد کنند.
[بچه ی ما دوست ما و خانواده ی ما در چاله های اشتباه و گناه افتاده اند و خواهند افتاد ، قبول و درک همین اصل موضوع هم ، خیلی مهم است و کلی از چیزهارا تغییر می دهد چه برسد به فکر کردن در باره ی آن و یافتن راه حل.]