قدر سنگین
نه
شاید هم چیز دیگریست.
امتحان سخت. شب قدر مثل آن امتحان سختی می ماند که برایش هیچ نخوانده ای
هیچ نمی دانی
و فردا صبح امتحان است
و من همیشه
آن قدر پر امید و پر از اعتماد به نفس نبوده ام
که بنشینم و شب بیدار باشم و درس بخوانم برای فردا
من از قبل هم
این شب ها را ... این شب ها را بی خیال می شدم.
درس در ترم دیگر برایم راحت تر است از این شب
این برایم خیلی سنگین است
نمی توانم.
+ نوشته شده در یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت 21 توسط سید مصطفی
|