من من کردن
وجود من برای دنیا ضروری نیست.
احتیاج مبرمی به من وجود ندارد.
لازم نیست من مورد احتیاج دیگران باشم.
نیازی نیست که من کسی بشوم که دیگران به من نیاز داشته باشند.
من باید بتوانم شخصا لذت ببرم.
من باید برای خودم زندگی کنم.
من باید بتوانم مادر خودم باشم.
من دوست ندارم کسی نیازش به من از بین برود.
من دوست ندارم بی مصرف باشم.
من دوست دارم با ارزش باشم.
من دوست دارم مشکلی از دیگران حل کنم.
من باید از مستقل شدن اطرافیانم خوشحال بشوم.
لازم نیست من عامل لذت بردن دیگران باشم.
من خودم می بایست لذت ببرم.
من ناراحت میشوم فرزندانم بزرگ می شوند.
من به دلیل ضعف و ترس از جدایی و بی مصرفی و علم به کوچکی و حقارت خودم
می ترسم بچه هایم را از دست بدهم.
ولی
من باید بزرگ باشم.
من باید لایزال باشم.
من نباید نیازی به بچه داشته باشم.