زندگی

 

    از یک نقطه نظر زندگی هم مثل بازی های سگا و میکروست.

    یا نه ، برعکس.بازی های سگا و میکرو را با دو نوع دید به زندگی طراحی کرده اند.

   یکی اون هایی که صحنه ثابت هستند و فرد باید برای رسیدن به هدف راه بیافتد و به سمت جلو حرکت کند و مسلما در راه به موانع و مشکلات برمی خورد.تو این جور بازی ها شما با موانع مختلفی روبرو هستید که یکی از اونها زمان است یعنی وقت شما محدود است و می بایست سر موقع به جایی خاص برسید و این باعث می شود شما عجله کنید.

    نوع دیگر ،نوع صحنه متحرک است و شما با شروع بازی با صحنه ای متغییر روبرو هستید و موانع و مشکلات به سمت شما خواهند آمد و تنها وظیفه ی شما این است که موانع را با سلامتی رد کنید .در این نوع زمان دشمن شما نیست و عجله ای هم در کار نیست و فقط باید طاقت بیاورید تا اتمام زمان سالم بمانید که در آن صورت برنده خواهید بود.

 

  

قصد آن دارم که گیرم دست دوست

گر شود این مر میسر لطف اوست

 

پیـکـان لطف تو در من اثر نکرد ، دریغ

کمانه کرد دل من،بسوی هرم حریق

نماز

 

این موضوع رو از اول ماه مبارک آماده کرده بودم اما تا الان نگذاشته بودمش.

یادم میاد یه زمان حدیثی دیدم که مفهومش این بود که کسی نباید اسم ماه رمضان رو فقط "رمضان" بگه بلکه حتما باید "ماه رمضان" گفته بشه.

نماز جماعت مغرب و عشاء تو ماه مبارک به دو صورت برگذار می شه یک سری اول وقت و قبل از افطار میخونند و بعضی هم حدود یک ساعت پس از اذان مغرب و تصمیم دارم اثرات و نتایج مثبت هر کدام را تا جایی که به ذهنم می رسد بیان کنم.

 

نماز خواندن موقع اذان:

1-                   برخورداری از ثواب نماز اول وقت.

2-                   نماز با حال سبکی و شادی روحانی زمان افطار خوانده می شود.

3-                   احساس راحتی و فراغت بعد از افطار.

4-                   راحت تر می توان در میهمانی ها و شب نشینی های بعد افطار شرکت کرد.

 

نماز خواندن حدود 1.5 پس از اذان:

1-                   بدون عجله نماز می خوانی.

2-                   تعقیبات نماز و دعاها به طور کامل خوانده می شود.

3-                   می توان پس از نماز در مسجد و با اهل مسجد به گفت و گو مشغول شد.

4-                   پایانی است بر تنبلی و بی حالی بعد از افطار.

5-                   همه با هم افطار را شروع می کنند.

6-                   با غذای پدر یا شوهر یا یکی از آشنایان افطار می کنی و ثواب افطار به آنها می رسد. (معمولا در مساجد با نماز اول وقت ، افطاریی -هر چند کم- می دهند.)

 

البته خوانندگان عزیز  مطمئنا  برای مقایسه به تعداد دلایل توجه نمی کنند ، بلکه ارزش هر کدام از دلایل را در نظر می گیرند.

هر کی دلایل دیگری برای هر کدوم به ذهنش میرسه بگه.

راستی خودم اولی را بیشتر می پسندم.

 

مادر

 

مادر در خانه کار میکند می شوید،می سابد،می پزد و ...

 تمام اینها بر دوش او سنگینی می کند به خصوص اگر ، مادرِ چند فرزند شلخته مثل من باشد.

    با این فرض قریب به واقعیت که کسی کمک کار او نیست روزی خواهد آمد که مادر خسته و ناراحت با احساس تنهایی و درماندگی به زبانی تلخ یا شیرین از دیگر اعضای خانواده طلب کمک می کند.

    بالاخره به خودمان می آییم و به کمکش می رویم.

    اما در بعضی موارد اوضاع پیچیده خواهد بود.

    مسئله از جایی پیش می آید که متوجه می شویم او به جای یک بار می خواهد 3 بار خانه را تمیز کند و از نظر ما وسواس به خرج می دهد (توجه : نظر خود او و شاید بعضی دیگر اصلا این نیست.) حال در دامی گرفتار آمده اید که

    وصفی چنین دارد:

    اگر کمک نکنید او از لحاظ بدنی و مهمتر از آن روحی ضعیف خواهد شد؛ احساس بی کسی و ظالم بودن شما در او اوج می گیرد و نارضایتی از شما اولین آثر آن خواهد بود و ...

    اگر هم کمک کنید وقتتان را برای کار بیهوده ای صرف کرده اید ؛کارها هم تمامی نخواهند داشت و همیشه کار برای انجام دادن وجود دارد.

    اگر فرد متعادل باشید راه حل را چیزی میان این دو میدانید ولی

این "میان" کجاست؟چگونه آن را می یابید؟

    این یکی از مصادیق یک سوال کلی است به مصادیق دیگر نیز فکر کنید و جواب بیابید.

چند مثال دیگر:فرض کنید وقتی کوچکترین کار اشتباه خواهرتان را به او گوشزد می کنید حسابی ناراحت و حتی بیمار شود یا اینکه شوهر آدم ، فرد آدم به دوری باشد ، در حالی که ما خیلی اهل رابطه ایم.

 

انواع کارها

 

خنده و شادی از تو   شعر و ترانه از ماست

بـــیا بـــیا که بـــازم   نوبـت دردونه هـاست

    بسیار زیبا مفاهیمی از توحید را به نمایش می گذارد ؛خنده و شادی از اوست نه از شعر و ترانه.

ماییم که شعر می خوانیم و ترانه می سراییم اما اوست که موجب شادی دلهاست و نباید این رابطه ی علی معلولی را اشتباه درک کرد که موجب بیراهه رفتن های بسیار است.

    اکنون نیز نوبت دردونه های عالم است و  دردانه بودن هم چیزی انحصاری نیست بلکه شما هم میتوانید و دعوت شده اید برای دردانه بودن که " السابقون السابقون اولئک المقربون".

 

کارها

کارها را می توان به 4 نوع تقسیم نمود :

1- فوری- ضروری

2- غیر فوری- ضروری

3- فوری- غیر ضروری

4- غیر فوری- غیر ضروری

   مورد 2 موثرترین و مفیدترین نوع کارهاست که عموما از آن غافلیم.

و مورد 3 موردی است که کمترین اثرات مفید را در زندگی ما دارد ، در حالی که اکثر وقت ما را به خود اختصاص میدهد ؛ که نمونه ی بارز آن جواب دادن بی قید و  شرط به تمام تلفن هاست.